قصه الاغ حصیری
پخش قصه
پیرمردی بود که با همسرش در کلبه ای کوچک، به سختی زندگی می کردند. پیزرن نخ ریسی می کرد و همسرش هم برای مردم کار می کرد. روزی ...
نقاشی رنگین کمان
نقاشی رنگین کمان آسان
یکی از شگفت انگیزترین شاهکارهای طبیعت، رنگین کمان به نماد محبوب امید و شادی تبدیل شده است. و با...
قصه باران
پخش قصه
در روستایی زیبا مشهدی حسن کنار چشمه ای نشسته بود. او با دیدن عمو قورباغه گفت: چه موقع باران می بارد؟ تا نگویی کی باران می با...
قصه ببر، ببره
پخش قصه
روزی شکارچی ها برای شکار به جنگل رفتند و در آنجا ببری را هدف گرفتند و شکار کردند. اما ببر بچه ی کوچکی داشت، بچه ببر وقتی دید...
قصه آهوی باهوش
پخش قصه
در یک روز گرم تابستان که هوای جنگل هم بسیار گرم شده بود، شیر گرسنه ای به دنبال شکار می گشت. اما غذایی پیدا نکرد و در سایه ی ...
قصه چوپان و الاغ
پخش قصه
در روستایی سرسبز چوپانی بود که از پدرش بیست گوسفند به ارث برده بود. او هر روز گوسفندانش را به چرا می برد و سخت کار می کرد. ...
قصه بشنو و باور نکن
پخش قصه
روزگاری تاجر پولدار و معروفی بود که همه ی مردم آن را می شناختند. تاجر علاوه بر طمع کاری بسیار خسیس هم بود؛ تا جایی که به او،...
قصه آخرِ هفته ی کاکائویی
پخش قصه
مری دختر بچه ی کوچکی بود که گاهی اوقات، آخر هفته ها به منزل عمه خانم که مادر خوانده اش هم بود میرفت. هرگاه که مری از خانه ی ...
قصه باد آورده را باد هم می برد
پخش قصه
گنجشکی بود که بالای دیواری بلند لانه ای داشت. روزی در بیابان دنبال دانه می گشت. تا اینکه دانه ای پیدا کرد، او دانه را برداشت...
قصه شاهزاده خانم و آدم برفی
پخش قصه
در یک روز برفی شاهزاده خانم تصمیم گرفت تا در حیاط قصر، یک آدم برفی زیبا بسازد. اما فراموش کرد که برایش چشم بگذارد. تا اینکه ...