داستان مرغ طلایی
داستان کوتاه مرغ طلایی
روزی روزگاری در یک دهکده، یک کشاورز و همسرش زندگی می کردند. آنها بسیار فقیر بودند و چیزی جز یک مزرعه کوچک که ...
داستان مداد سیاه و رنگین کمان
مداد سیاه و رنگین کمان
پسر کوچولو دلش می خواست یک جعبه مداد رنگی داشته باشد. مداد سبز، آبی،، بنفش، نارنجی… اما فقط یک مداد داشت. آن ...
قصه باغچه مادربزرگ
قصه باغچه مادربزرگ
یکی بود یکی نبود. مادر بزرگ یه باغچه قشنگ داشت که پراز گل های رنگارنگ بود. از همه ی...
قصه شیر کوچولو
قصه کوتاه شیر کوچولو
توی جنگل زیبا شیر کوچولوی قصه ی ما زندگی میکرد شیر کوچولو دوستای زیادی داشت بهترین دوستای شیر کوچولو زرافه ,خرس...
داستان خرگوش و لاکپشت
داستان کوتاه خرگوش و لاکپشت
یکی بود یکی نبود زیر کنبد کبود یه دشت بزرگی بود پر از گل ودرخت چمنزار. توی این دشت قشنگ، حیوانات زیادی ک...
داستان دندان فیل
داستان کوتاه دندان فیل
یک روز یک موش گرسنه که دنبال غذا میگشت یک فندق در بسته پیدا کرد.
هرچقدر سعی کرد با دندونش فندوقو باز کنه ن...
داستان دروغ شاخ دار
دروغ شاخ دار
یکى بود، یکى نبود. غیر از خدا هیچکس نبود. پادشاهى بود که دخترى بسیار زیبا داشت. از گوشه و کنار دنیا خواستگارهاى زیادى...
قصه صوتی بابک و اسباب بازی هاش
قصه بابک و اسباب بازی هاش
بابک اسباب بازی های زیادی داشت اما اصلا از آنها نگهداری نمی کرد.پدر و مادر بابک تصمیم گرفتند تا دیگر ب...
قصه صوتی آستین نو، بخور پلو
قصه صوتی آستین نو، بخور پلو
قصه صوتی آستین نو، بخور پلو
روزی میرزا به مهمانی مرد ثروتمندی دعوت شد. او همیشه خدمتکارش الماس را با ...
قصه گرگ و شیر و روباه
قصه صوتی گرگ و شیر و روباه
قصه ی جناب شیر و گرگ و روباه
شیر و گرگ و روباه هر کدام به تنهایی برای خود شکار می کردند و زندگی شان را...